html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> شب مرّ گي: آدم وقتي كه تنهاست

Saturday, July 23, 2005

آدم وقتي كه تنهاست



آدم وقتي كه با دوستاشه.اون هم دوستايي كه از جنس خودشن. مثل همديگه خوشحال ميشن يا يه جوري كه خيلي يه جور و شبيهِ به همه،درد مي كشن؛انگاري اصلا زندگي زحمتي نداره ،خيلي راحته .آدم حس ميكنه كه هست،خيلي هم هست
حتي شايد يه وقتايي كه با همديگه ايم بيشتر از اينكه پوست زندگي جا داره ، زندگي كنيم .
اما آدم وقتي كه تنهاست همون درد كشيدنا حتي همون خوشحاليا سخت مي شن . آدم ميگه كاشكي از اول هيچ چيز نبود .يا حداقل من نبودم.
درست نمي دونم ،ولي شايد براي اينه كه وقتي با دوستامون هستيم خودمونو بيشتر دوست داريم،وقتي كه با هميم انگاري يه قلب گنده هست كه آدم هر چي ميره به تهش نمي رسه. شايد برا اينه كه فكر مي كنيم آدم
وقتي كه تنهاست نمي تونه خودشو ،دور و برشو ، زندگي خودش رو دوست داشته باشه.
شايد براي اينه كه ياد نگرفتيم اين كه آدم خودش رو راست راست، بدون حرفاي آدماي ديگه دوست داشته باشه راحت ترين و سخت ترين كار دنياست.شايد برا اينه كه مي ترسيم
آدم وقتي كه تنهاست، وقتي كه فقط خودشه
اگه يه قلب بزرگ داشته باشه توش گم بشه.
راستي تا حالاشما توي يه قلب گم شدين؟